تبلیغات
niiiice - مطالب خرداد 1391
تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1391 | 12:04 ب.ظ | نویسنده : fariba & hanieh

وقتی من:

4ساله که بودم فکر می کردم پدرم هر کاری رو میتونه انجام میده...

5ساله که بودم فکر می کردم پدرم خیلی چیز ها رو میدونه...

6ساله که بودم فکر می کردم پدرم از همه پدرها باهوش تره...

8ساله که شدم گفتم پدرم همه چیز رو هم نمیدونه...

10ساله که شدم با خودم گفتم اون موقع ها که پدرم بچه بود همه چیز با حالا کاملا فرق داشت...

12ساله که شدم گفتم خب طبیعیه پدر هیچی در این مورد نمیدونه...دیگه پیر تر از اونه که بچگی هاش یادش بیاد....

14ساله که بودم گفتم زیاد حرف های پدرم رو تحویل نگیرم اون خیلی تاریخ گذشته است...

16ساله که شدم دیدم خیلی نصیحت میکنه گفتم باز گوش مفت گیر اورده...

18ساله که شدم...وای خدای من باز پیله کرده به رفتار و گفتارو لباس پوشیدنم...

21ساله که بودم...پناه بر خدا بابا به طرز مایوس کننده ای از رده خارجه...

25ساله که شدم دیدم که باید ازش بپرسم چون پدر چیز هایی درباره این موضوع میدونه و زیاد با این قضیه سر و کار داشته...

30ساله بودم به خودم گفتم بد نیست از پدر بپرسم نظرش در باره این موضوع چیه هر چی باشه چندتا پیراهن از ما بیشتر پاره کرده و خیلی تجربه داره...

40ساله که شدم مونده بودم پدر چطوری از پس این همه کار بر میاد؟چقدر عاقله چقدر تجربه داره...

50ساله که شدم حاضر بودم همه چیز رو بدم که پدر برگرده تا من بتونم باهاش در باره همه چیز حرف بزنم...

اما افسوس که قدرشو ندونستم.....خیلی چیز ها می شد ازش یاد گرفت...



تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391 | 08:57 ب.ظ | نویسنده : fariba & hanieh

میگن هیچ عشقی تو دنیا
مثل عشق اولی نیست
میگذره یه عمری اما
از خیالت رفتنی نیست
داغ عشق هیچکی مثل
اون که پس میزنتت نیست
چه بده تنهاشی وقتی
هیچ کسی همقدمت نیست

چقده سخت بدونی
اون که میخوایش نمیمونه
که دلش یه جای دیگست و
همه وجودش مال اونه
چه بده برای اونکه
جون میدی غریبه باشی
بگی میخوام با تو باشم
بگه میخوام که نباشی...

 

(مهدی احمدوند)



تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391 | 12:16 ب.ظ | نویسنده : fariba & hanieh

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوسش داری



تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391 | 12:04 ب.ظ | نویسنده : fariba & hanieh
زن عشق می كارد و كینه درو می كند ...
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...
می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ...
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی ...
در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...
و قرن هاست كه او عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند ...
و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد ...
و این، رنج است.
(دکتر شریعتی)


تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391 | 12:00 ب.ظ | نویسنده : fariba & hanieh
در بی رحمی نگاه ها...
سردی دست ها...
در اوج شقاوت موروثی زبان ها...
دنبال چه می گردیم ما؟
در کوچه پس کوچه های زندگی
چقدر سخت است اگر
کوچه ی دوست داشتنی ات
بن بست از آب درآید.
توقع بالایی است
اگر بخواهی کسی
دوستت داشته باشد...
تنها
هزار من در من فریاد می زند
حقیقت اینجاست
گویا
در تاریکی
در تاریکی بی شمار جستجو هامان
در نمی دانم ها...
دوست دارم یکبار
برای خودم گریه کنم
برای حقیقتی که در تاریکی
گم کرده ام...
همیشه سکوت کردم
اینبار هم سکوت می کنم
و دنبال آن لحظه ی زیبایی می گردم
که حرفهای دلم را
بخواند کسی
از سکوت و چشم هایم...
در دنیای من
گویا خدا خورشید را
سیاه نقاشی کرده است
و من باید
علی رغم روشنی های دلم
حقیقت را فقط
در تاریکی بجویم...
سکوت می کنم...
سکوت می کنم...
و باز
سکوت می کنم...


تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391 | 11:57 ق.ظ | نویسنده : fariba & hanieh
نفس هایم به نفس های تو بسته است
برای كشتنم نیازی به خشونت نیست
از من كه دور و دورتر شوی
نفس كشیدن از یادم می رود


تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391 | 11:51 ق.ظ | نویسنده : fariba & hanieh
خدایا!
خورشید را به من قرض میدهی؟
از تو که پنهان نیست
سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است!


تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391 | 11:50 ق.ظ | نویسنده : fariba & hanieh
معلمم به خط فاصله میگفت : خط تیره

                           حتما میدانسته که فاصله چه به روز آدمها می آورد



تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391 | 11:47 ق.ظ | نویسنده : fariba & hanieh
اینجا سرزمین واژه های وارونه است:
جایی که گنج، "جنگ" می شود
درمان، "نامرد" می شود
قهقه، "هق هق" می شود
اما دزد همان "دزد" است
درد همان "درد"
و گرگ همان "گرگ"


تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1391 | 10:35 ب.ظ | نویسنده : fariba & hanieh

دو تا رفیق بودن یکیشون سرباز فراری میشه دوماه میره خونه رفیقش میمونه بعد از دو ماه که آبا از آسیاب میافته میره سر محل یه دختر خوشگل رد میشه بهش تیکه میندازه یکی از دوستاش میاد میگه:بابا این خواهر کسیه که دو ماه خونشون بودی چرا بهش تیکه میندازی؟

پسره میره پیش رفیقش میبینه داره مشروب میخوره

میگه:رفیق شرمنده من خواهرتو نشناختم بهش تیکه انداختم

میدونی پسره بهش چی گفت؟گفت به سلامتیه رفیقی که دو ماه خونمون زندگی کرد ولی خواهرمو نشناخت...



تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1391 | 09:50 ب.ظ | نویسنده : fariba & hanieh

خداوندا بیا قدم بزنیم...گـــــله از من بارون از تو...

 

 

چه رسم جالبیست:

محبتت را میگذارند پای احتیاجت

صداقتت را پای سادگیت

سکوتت را پای نفهمیت

نگرانیت را پای تنهاییت

وفاداریت را پای بی کسیت

و انقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشه تنها و بی کس و محتاجی...

 

 

امروز روز تو بود...روز دروغات...روزه خیانتت...تبریک میگم موفق شدی...قلبم شکست

 

 

عشق مثل پروانه میمونه میخوای ببینی زندست یا نه انگشتتو که باز کنی میپره اگرم محکم بگیریش میمیره...

 

 

آسمان به ستاره هایت بگو عشق در چشمک و دل ربایی کردن نیست بگو از ابر بیاموزند که با گریه اش دل هر کس را میسوزاند...

 

 

گاه نمیدانم چه پیامی را بهانه کنم تا از حال انکه جانم با اوست آگاه شوم  این بار که دلتنگی را بهانه کردم فرداهارا چه کنم؟؟

 

 

انسان به خدا گفت:اگر سرنوشت ما نوشته شده است پس آرزو کردن ما چه فایده ای دارد؟؟خدا لبخند زد و گفت:شاید نوشته باشم هر چه ارزو کرد...

 

 

اسمتو رو سیگار نوشتم و برای اولین بار کشیدم تا بسوزی و فراموشت کنم اما نمیدونستم با پوک ذره ذره میری تو نفسم و میشی همه کسم...

 

 

خنده بهترین اسلحه ی جنگ با زندگیه...

امیدوارم همیشه مسلح باشی!!

 

 

دلم گرفته از ادم هایی که میگن دوست دارم اما معنیشو نمیدونن...

از اونایی که میخوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن...

از اونایی که زیر بارون برات میمیرن ولی وقتی که افتاب میشه همه چیز یادشون میره...

 

 

شبی در عالمه مستی نشستم گریه ها کردم,برای این دل خسته شبی تا صبح دعا کردم,دعا کردم که مهرت برود از دل ولی اهسته میگفتم خدایا اشتباه کردم

 

 

دوستت دارم نه به خاطر شخصیتت بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم

 

 

خیلی سخته یکی بهت بگه دوستت دارم بعد بفهمی حرفش یه ن کم داره...

 

 

توی مغازه ی قلبم تو تنها چیزی هستی که روش نوشتم سوال نکنید فروشی نیست...

 



تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1391 | 01:08 ب.ظ | نویسنده : fariba & hanieh

سلام به دوستای گلمووون!بچه ها نظر سنجی جدید تو وبلاگ گذاشتیم حتما نظر بذاریییید...منتظر انتقادات و پیشنهاداتتون هستیم

 

دوستون داریم : فریبا و هانیه



تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1391 | 12:34 ب.ظ | نویسنده : fariba & hanieh

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه یه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم

 



تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1391 | 12:09 ب.ظ | نویسنده : fariba & hanieh

یه روز مرگ با زندگی داشت درد و دل میکرد مرگ به زندگی گفت: تو چرا واسه همه دوست داشتنی هستی وهمه میخوان با تو باشن ولی من واسه هیچکس ارزش ندارم وازمن میترسن ؟ زندگی گفت : چون تو یه حقیقتی و من یه دروغ  .

 



تاریخ : شنبه 27 خرداد 1391 | 12:22 ب.ظ | نویسنده : fariba & hanieh
01)English : I Love You

02) Persian :dooset daram

03) Italian : Ti amo

04) German : Ich liebe Dich

05) Turkish : Seni Seviyurum

06) French : Je t'aime

07) Greek : S'ayapo

08) Spanish : Te quiero

09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun

10) Arabic : Ana Behibak

11) Iranian : Man doosat daram

12) Japanese : Kimi o ai shiteru

13) Yugoslavian : Ya te volim

14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida

15) Russian : Ya vas liubliu

16) Romanian : Te iu besc

17) Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak

18) Syrian/lebanese : Bhebbek

19) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn

20) Swedish : Jag a"Iskar dig

21) Africans : Ek het jou li...


تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

بند باز